روز سینمـــا اما ............. امید وفایی

روز ملی سینما مبارک اما

این فقط یه جمله است که به خاطر اینکه کم نیاورم گفتم اما واقعیت کدام سینما ، سینمایی که روز به روز در همانDVD های آرشیو خانمان است یا سینمای دولتی یا سینمایی شیک از نسل جوانی که در این هشت سال جایگاهی را بدست آوردن که مستحقش نبودن بیشتر ادم را یاد اقتصاد ایرانی این سالها میندازد که باعث شد عده ای به درجاتی برسند که امروزه بفهمند خانه ویلایی و ماشین مدل بالا چه مزه ای دارد بدون آنکه جایگاه واقعی داشته باشند ، یا سینماگران کوتاهی که دلشان در همان حوالی عینکهای دودی یقه باز و ادا های انچنانی و کپی کردن فیلم کارگردانانی که در ایران کمتر دیده شدن و یا فیلمسازانی که واقعا نمیدانند چه میخواهند بسازند و روی میز مونتاژ به آن میرسند و بعد با سوادی که از محفوظات کتابهای سینمایی است ان را در حد یکی از متعالی ترین فلسفه های دنیا توجیه میکنند و یا لودگانی که از عامه تا به اصطلاح شبه روشنفکر ان سینما در سراسر این ملک جولان میدهند و گاها جواب هم میگیرند و یا مسئولان به اصطلاح فرهنگی چه سی..................... صبر کنید صبر کنید فکر کنم هنوز چیزی مانده ....آره هنوز سکانس قتل در حمام روح هیچکاک ، سکانس افتتاحیه نشانی از شهر (نشانی از شر) ، روایت چشم اندازی در مه ، سکانس اعدام رقصنده در تاریکی ، سکانسی از اتفاقا بالتازار ،سکانس افتتاحیه میکلوش یانچو ، سکانس داستان عامه پسند ، سکانس حیاط خانه تنگسیر و آن دو کبوتر ،سکانس پایانی زیر درختان زیتون ، فیلم زیبای باد ، رفتن اسبها در پایان بادصبا ، چریکه تارا،آرامش در حضور دیگران ،اسرار گنج دره جنی ،ایثار تارکوفسکی ،جادوگر سریر خون و بوسه های سینما پارادیزو ......... وای هنوز زندگی هنوز امید هنوز سینما ........... زاد روزت مبارک این منشا توجیه خلقت ........ روزت مبارک.

چگونه یاد گرفتم اسکار را دوست بدارم واضطراب را دور کنم.............. امید وفایی

(تحلیلی کوتاه بر انتخاب فیلم ایرانی برای مراسم اسکار)

در این روزها که به مراسم اسکار در زمستان نزدیک می شویم ایران باید فیلم منتخب خود را به جشنواره اسکار معرفی کند همین امر به تازگی فضایی را در سینمای ما به وجود می آورد که باعث نقطه نظرهای متفاوتی در این زمینه شده امسال سه فیلم کاندید شرکت در جشنواره اسکار هستند جدایی نادر از سیمین به کارگردانی اصغر فرهادی، مرهم به کارگردانی علیرضا داوود نژاد، آلزایمر ساخته احمد رضا معتمدی و هنوز بحث ها بر سر فیلم منتخب جریان دارد و متاسفانه در این جریانات هنری بحث سیاسی معمولا غالب میشود بر مقوله هنر وسینما، منجمله فیلم منتخب سال پیش به نام بدرود بغداد که به دور از مفاهیم سینمایی و استانداردهای  یک فیلم سینمایی شرکت کننده در رویداد اسکار به این مراسم فرستاده شد که در همان مراحل اولیه ماند و مفاهیم مورد نظر دولت ایران حتی مجال دیدن پیدا نکرد . اسکاررا چه دوست داشته باشیم وچه نداشته باشیم یک جشنواره سینمایی معتبر در دنیا است که هر ساله برگزار می شود تنها جشنواره ای که با اسکار قابل رقابت است جشنواره کن فرانسه است که این قیاس از نظر بنده درست نیست زیرا اسکار به معنای واقعی سینما میپردازد که عبارت از هنر ،صنعت ووجه سرگرمی آن  اما جشنواره کن آنچه برایش مهم است هنرسینما ومفاهیم اصیل آن در پیامدهای جهانیش میپردازد ، در کن تمامی کشورها بسته به صنعت سینمایی خود در آن میتواند شرکت کنند اما در اسکار رقابت بین فیلمهای آمریکایی (هالیووود ) است و  یک بخش آن اختصاص به بهترین فیلم خارجی یافته است که بعد از ارسال فیلم از سوی کشورهای مختلف جمعا پنج فیلم برای رقابت انتخاب می شوند و از بین آن پنج فیلم فقط یک فیلم در اختتامیه به عنوان بهترین فیلم معرفی میشود.اسکار در طول مدت عمرش فرازها ونشیبهای زیادی را به خود دیده است گاهی یک فیلم که از نظر منتقدین فیلم بسیار زیبایی بوده اسکار نگرفته وفیلم ضعیفی از نظر هنری اسکار را به خود اختصاص داده است .اما پرفروش بوده اینکه گاهی در جشنواره سیاستی مد نظر بوده دور از ذهن نیست اما شما یک جشنواره معرفی کنید که از چنین ویژگی در عمرش برخوردار نباشد. اما به نسبت این جشنواره با جشنواره های  معتبر جهان درصد کمتری از سیاست را در فضای خود دارند آنهم به خاطر تعدد داوران است . امسال بحث بر روی سه فیلم ایرانی است  این سه ویژگیهایی دارند که در این اینجا به اختصار به آن می پردازیم و نقد کامل فیلمها را در شماره های بعدی خواهیم آورد.

فیلم جدایی نادر از سیمین به کارگردانی اصغر فرهادی بیشتر ویژگی را برای شرکت دارد این فیلم به بررسی قسمتی از جامعه ایرانی میپردازد که در این چند ساله با وضعیت جدید اقتصاد ایرانی در حال رشد است . از این رو ویژگیهای آن میتوان به بردن جوایز متعدد از جشنواره های خارجی و داخلی و از سویی پخش در سینمای جهان که این مسئله برای شرکت در مراسم اسکار بسیار ضروری است . در اسکار فیلمها باید دیده شده باشند و اجازه اکران را حداقل یک ماه داشته باشند که از این لحاظ جدای نادر از سیمین به خاطر پخش جهانی این مشکل را ندارد اما از نقطه نظر سینمایی این فیلم دارای یک ساختار زیبایی شناسی در سینمای ایران است که تا حدودی دیده نشده اما آیا همین تکنیک در جهان و در دنیای سینما کاملا بکر وتازه است تا جایی که میدانم این فیلم در ساختار جهانی کاملا یک اثر معمولی است اما در رابطه با دنیای اثر نگاه متفاوت است و دقیقا به فضای اشاره می کند که دنیای امروزی درگیر آن است در نگاه بعدی باید پذیرفت که جدایی نادر از سیمین در شرایطی روی پرده رفت که ناخواسته باعث شد در کنار یک فیلم به نام اخراجی 3 وارد کارزاری سیاسی شود هرچند بعید بود از بزرگان وروشنفکران که وارد بازی شدن و ناخواسته دامن زدن به این رقابت که در اصل خطا بود و چنین فبلم با کیفیتی را، با فیلم بی ارزشی چون اخراجیهای 3 رقیب دانستن زیرا به هیچ عنوان این دو در یک رده نیستن وطبیعتا فروش آنها نیز متفاوت است هرچند این رقابت جان تازه ای به اقتصاد سینمای ایران دمید.در داوری امروز منصفانه باید گفت جدا از تکنیک فیلم و دنیای اثر این نوع نگاه که ناشی از دسته بندی سیاسی است درانتخاب آن مستتر است اما همین مسئله پاشنه آشیل فیلم در برابر سینمای دولتی است دقیقا سینمای دولتی به خاطر چنین مسئله ای میخواهد از انتخابش جلوگیری کند  جدا از این نقطه نظرهای  سیاسی فیلم خود قابلیتهای ویژه ای دارد برای شرکت در اسکار و بهتراست قشر فرهیخته سینمایی و هئیت انتخاب جدا ازبحث سیاسی شایستگی سینمای اثر را در نظر بگیرند.

فیلم بعدی فیلم مرهم است به کارگردانی علیرضا داوود نژاد فیلمی است که در سینمای ما با ویژگیهای سینمایی اش تنها و مهجور ماند این فیلم از نظر استاندارهای سینمایی و ساختار زیبای شناسانه اش در خور توجه است اما متاسفانه به خاطر اکران در شرایط نامناسب خوب دیده نشد در حالی که کاملا یک فیلم ایرانی و با نگاه ایرانی به معضل اعتیاد است که همین دنیای اثر را به جهان امروز پیوند میدهد شاید در فیلم تکنیکهای به ظاهر آنچنانی دیده نشود هرچند فیلم پر است از نشانه های زیبایشناسی که با روایت فیلم مچ شده است تنها ایرادی که میتوان به آن گرفت این است که اکران فیلم جهانی و به گستردگی جدایی نادر از سیمین نیست و از سویی فیلم خیلی به فضای ایرانیش متکی است تا مفاهیم جهانی، فیلمی که در اوج شایستگیش در سینمای ما مهجور ماند امان از تب روشنفکری نه از خود روشنفکری که چه آسیب ها به بدنه این سینما زده است.

فیلم سوم به کارگردانی احمد رضا معتمدی ناخواسته بیشترین آسیب را خواهد دید زیرا از سویی رئیس صداوسیمای جهموری اسلامی به خاطر اینکه تهیه کننده کار و احمد رضا معتمدی از کارکنان و کارشناسان سیماست از فیلم وی دفاع کرده و گفته است که این فیلم میتواند فلسفه اسلامی را منتقل کند و همین مسئله جدا از بحث سینمایی اثر فضایی را در سینما دوستان واقعی سینما به وجود آورده که ناخواسته با فرستادن آن به اسکار مخالفن اما جدا از این مباحث فیلم احمد رضا معتمدی فیلمی است که ویژگیهای سینمایی خود را دارد و جایگاه سینمایش کم از دو فیلم دیگر نیست ، از نظر اکران متاسفانه این فیلم اکران خوبی نداشته چون سینمایش از سینمای مخاطب عامه پسند فاصله دارد و از سویی خود کارگردان به شدت از وارد شدن فیلمش در حیطه سیاسی بسیار نگران است وانصافا حق دارد زیرا فیلمهای او درستی نگاهش به یک استاندارد سینمایی را اثبات میکند اینکه دنیای فیلمش چقدر جهان شمول است بین او وانتخابش برای اسکار فاصله میندازد .

تا اینجا بدور از سیاست ونگاه حرفه ای به سینما جدا از تکنیک و جهان شمولی فیلم و مهم بودن عرصه تولید ، پخش ، توزیع و دیده شدن به وسیله مردم دنیا فیلمی که مستحق شرکت در مراسم اسکار است فیلم جدایی نادر از سیمین میباشد زیرا شرایط بهتری نسبت به دو فیلم دیگر دارد اما باید توجه کرد که این از شایستگی دو فیلم دیگر کم نمی کند.مسئله دیگر هیئت انتخاب است که باید به دور از نگاه سیاسی و با توجه به شایستگی فیلم و با توجه به شرایط جشنواره اسکار فیلم را عرضه کند نه بر اساس شرایط خود زیرا اگر قرار است آنسوی آبها پیامی از ما دریافت کنند آن پیام فرهنگی و سینمایی باشد نه سیاسی زیرا پیام سیاسی کانال خود را دارد و در صورتی پیام منتقل میشود که دیده شود .  تنها فیلمی که از سینمای ایران تا به امروز به مراسم اسکار راه پیدا کرد فیلم بچه های آسمان به کارگردانی مجید مجیدی است . که صحبت از آن را به فضایی دیگر موکول میکنیم .

روزی روزگاری 88 .................... امید وفایی

یکی بود یکی نبود یه شهری بود که اهالی فرهنگ و هنرش لحظه شماری میکردن برای یه اتفاق فرهنگی از نوع سینما یش بالاخره این اتفاق افتاد اما .............                                    

این عکسها خود حکایتی دارد از صمیمیت ،اتحاد،راز داری ،اخلاق و در نهایت به نیت سینما آنهم از نوع همزمانی جشنواره تهران در ملایر و چه زحمتی کشیدیم برای برگزاری و دعوت از بازیگران و کارگزدانان و چقدر حرص خوردیم تا عباس کیارستمی ،بهرام بیضایی تا ..... به ملایر بیاوریم اما افسوس که تعدادی دعوتمان را پاسخ گفتن آن روزها که خیلی هم دور نیست بچه ها متحد بودن حرمت دار کسی صحبت از مدرک ،فلان اقا وشخص نمی کرد همه بدون چشمداشت مادی سعی شان را در آبروداری شهرشان همت گذاشتن وگرنه مسئولین که همان آدمها معمولی بودن که هستن ..... و در نهایت همه این سعی تلاش مجموعه انجمن بدانجا رسید که جشنواره منطقه ای تاک راهش را به شهرمان باز کرد .....اما اینبار با بعضی از بچه های که حتی کوچکترین ظرفیت انسانی را نیز نداشته بودن و هرکس آمد برای سهمی .از کسی که دستیار تصویر بود وکت شلوار میپوشید تا شاگردان تازه به دورا ن رسیده که دیگر نه کنراد هال را قبول دارند ونه ممد علی میزرا بقال سر کوچه .............. یادش بخیر آنهمه صمیمیت و صداقت در بین بچه ها ،به امید آنروز..............


در سالن سینما هنگام آماده کردن سالنجهت نمایش

بین بچه های دانشگاه که برای بازدید آمده بودن

بین بچه های سینمای جوان که صادقانه تلاش کردن

عکس جالبیه یکی دو تا از همون آدمها که امروز همچی رو فراموش کردن توی عکس هستن ( عکس خوبیه چون همه هستن ) دقت کنید به بیات که چجوری میکروفون را مانند دسته بیل گرفته ..........

اتحاد بچه و شوخی هاشون توی سالن غذا خوری هیچی ربطی به اتحادهای دارماتیک امروزی (نهاوند وغیره) نداره

جمع هنرپیشه ها ، کارگردانها و دستیارن تهیه و کارگردان بدون حضور اکبر عبدی




به همین سادگی ...........(امید وفایی)

عکسهای به همین سادگی به کارگردانی امید وفایی

به همین سادگی

نویسنده و کارگردان : امید وفایی

تصویر : امید وفایی

         عبدالله قهری

صدا: عبدالله قهری

تدوین : امید وفایی

دستیارکارگردان :مجید خراسانی

دستیارتصویر : شبیر صفایی

                   علی الله یار

                    میثم کولیوند

دستیار صدا: مسعود حسینی

منشی صحنه : جواد چهاردولی

تدارکات : علی زهره وند

بازیگران : مولود پیرحیاتی

            ناصر صالحی

            امید وفایی


فیلم به همین سادگی داستان سربازی است که میخواهد دخترکی به جرم قتل یک مامور پلیس را تحویل پاسگاه دهد در میان راه دخترک فرار کرده و در تعقیب و گریز دخترک سرباز را تحت تاثیر قرار میدهد و می گوید که ماموری که او کشته خلافکار و فاسد است .مامور تن به آزادی دختر میدهد اما این پایان ماجرا نیست.


این فیلم برگرفته از نسخه فیلمنامه بلندی به نام مه است نوشته خودم در این فیلم تجربه پرداخت و کارگردانی یک فیلم پلیسی مد نظر بود اما با اینکه در قسمت کارگردانی و روایت و شیوه قصه گویی تجربه ای بدیع وخوب بود ولی بازی بد نابازیگران آن مخصوصا بازیگر زن فیلم تا حدودی به چشم می آیدو ضربه دیگر نوعی شتابزدگی در ساخت فیلم که بر اساس شرایط انجمن و تحمیل زمان به صورت ناخود آگاه بود همزمان با این فیلم ما در ده روز چهار فیلم ساختیم ؟؟؟؟؟؟؟ تجربه اساسی این فیلم محک زدن خود برای ساخت یک فیلم پلیسی و از همه مهمتر قصه گویی آن بود چیزی که تا امروز نیز دغدغه آن را دارم چون احساس میکنم سینما یعنی قصه گفتن و سینمای ما مخصوصا فیلم کوتاه در این زمینه بسیار منفعل و نا کارامد است .


سکانس های مورد علاقه

سکانس افتتاحیه صحبت های سرباز با دهان پر و عکسالعمل دختر

سکانس پایانی از زمان غافلگیری سرباز به واسطه دختر و رفتن به رستوران و خوردن غذا