تارکوفسکی ، کیشلوفسکی،بونوئل و من................... امید وفایی

هنر اگر بتواند بازگوی آرمانی اخلاقی باشد،
واقع گراست.واقع گرایی به معنای جستجوی واقعیت است،کاری که همواره زیباست.بدین سان
واقع گرایی از نظر تار کوفسکی، بیان
بازتاب واقعیت
نیست،بلکه جستجو و شکل خاص ظهور واقعیت است. تارکوفسکی/بابک احمدی

فیلم ساختن به معنی تماشاگر، جشنواره،نقد و بررسی و مصاحبه نیست. فیلم ساختن یعنی هر روزصبح سر ساعت شش بیدار شدن.یعنی سرما،باران،گل وشل وحمل ونقل پروژکتورهای سنگین.فیلم ساختن حرفه ای اعصاب خرد کن است و در مرحله مشخصی همه چیز باید در درجه دوم اهمیت قرار بگیرد،از جمله خانواده،عواطف و زندگی خصوصی ( کیشلوفسکی)

لوئیس بونوئل،سینماگرعصیانگر،سنت شکن و سازش ناپذیر؛هنرمندی آنارشیست که از آشوب و نا آرامی وحشت داشت. او کمونیستی است که از نظامها و آئین های کمونیستی بیزار بود. نیهیلیستی که برای ارزشهای اخلاقی و انسانی دل می سوزاند و به فرهنگ و مدنیت عشق می ورزید.دین و ایمان باخته ای که عقیده دارد « هر آنچه مسیحی نباشد از من بیگانه است» وفاداربه سنت هنرمندان مدرنیست.یک«غوغا آفرین» تمام عیار.../ با آخرین نفس هایم
از اخبار و اطلاعات متنفرم. اگردیکتاتور بودم،همه نشریات را قدغن می کردم و فقط به یک مجله اجازه انتشار می دادم، آنهم با سانسور شدید. البته مزاحم آزادی بیان و عقاید نمی شدم. از ضیافتهای و مراسم توزیع جوایز تا سر حد مرگ بیزارم. تغیر قیافه دادن کاری هیجان انگیز است که آن را اکیدا به همه توصیه می کنم.چون از این طریق آدم می تواند موقتا یک زندگی دیگری را تجربه کند.یک بار با لباس افسری به خیابان رفته بودم، دوسرباز توپخانه را که به من سلام نداده بودند توبیخ کردم و آنها را برای نگهبانی به پادگان فرستادم./ از خاطرت لوئیس بونوئل


گاهی درد دلها آنقدر زیاد می شود که ماندنش در دل می ترکاند آدمی را ، همه دغدغه های من از سینما همین صفحه است که شد یاداشتهای سینمایی از فیلم کوتاه تا مباحث هنر ، اینجا تمرین نگارش است و کامل شدن اندیشه امید است در این روزگاری که به روز نمی ماند دستانم همراه شود با اندیشه ها و جانی بگیرد در این صفحه سیاه که تنها درخشندگیش کلمات است و بس