اثر هنری و چالش تعدد برداشت ......
یک اثر هنری خواه نقاشی یا تئاتر و یا سینما بعد
از اتمام و راه یافتن به دنیای بیرون سرآغاز چالشی می شود به عنوان تعدد برداشتهای
هنری گاها به تعداد آدمها و مخاطبین و این همان بحثی است که سالهاست منتقدان و متفکرین
حوزه های مختلف را به خود جلب کرده است ،سرمنشاء این تعدد برداشتها کجاست ؟ آیا این
امر کاملا بعد از تولید اثر طبیعی است یا نه ؟ آیا این مسئله یک سوءتفاهم بزرگ است
؟
یک اثر هنری دارای سه ضلع میباشد یک خود اثر دو خالق اثر و سه مخاطب جالب اینکه این سه در ارتباط مستقیم باهمند و هیچکدام بدون دیگری کامل نمی شود حتی در ابتدای خلق اثر و جالب اینکه بازخورد تبعات اثر از سوی مخاطب نیز در این فر آیند دخیل است اما تعدد برداشت هنری از یک فیلم یا اثر هنری را میتوان در همین سه ضلع تعریف کرد یا اینکه باید فرضیه جدیدی را مطرح نمود آن اینکه آیا این تعدد برداشت حاصل بین تناقض گویی مخاطب و صاحب اثر نیست و اینکه ذهن انسان فراتر از ماهیت واقعی اثر عمل میکند آنهم بر اساس قراردادهای که میان انسانها و مفاهیم اجتماعی و جامعه شناختی آنان صورت می گیرد آیا اینکه خالق اثر همیشه در ساخت اثر به ان چیزی که بعدها تماشاگر یا مخاطب اثر در تضاد یا تناقض ذهن او برداشت می کند ، فکر کرده است . در همین جاست که تماشاگر دیدنش را از اثر با قراردهای ذهنیش مطابقت می دهد و آن چه را برداشت میکند با آنچه که خالق آفریده است کیلومترها فاصله دارد ودقیقا آن چیزی که باعث ایجاد فاصله شده همان ذهن خود پرداز آدمیست که به سبکی غریب سعی در اتصال بین این تفاوت می شود و در یک نقطه مشترک قابل توجیح به تعدد برداشتها می رسد و در زمینه آن قلمفرسایی میکند آیا این همان چالش اصلی خلقت خود ما نسبت به خالق اصلی نیست ، آیا این همان تعدد مذاهب و نگاههای مختلف نسبت به خالق جهان نیست آیا چیزی جز این است که بزرگان مذاهب همیشه انسان را به عنوان اثر، آشنا زدایی میکنند تا دیگران را به این موضوع متوجه کنند که همیشه خالقی هست و همین دغه دغه فراروی انسان نسبت به خلقتش هست که آن را به اثرهای خلق شده خود نیز تسری میدهد و از این انتقال و به نوعی توجیح رضایت خود را از اثر هنری عنوان می کند و در این میان فلاسفه هنر ،آیا آنان تفسیر گر این رابطه اند یا کسانی که سعی میکنند فاصله را کم کنند تا پیوندی دوباره میان مخاطب و اثر ایجاد نمائید؟؟؟؟ وآیا اینان پیامبران رسالت خویشند ؟؟؟؟

گاهی درد دلها آنقدر زیاد می شود که ماندنش در دل می ترکاند آدمی را ، همه دغدغه های من از سینما همین صفحه است که شد یاداشتهای سینمایی از فیلم کوتاه تا مباحث هنر ، اینجا تمرین نگارش است و کامل شدن اندیشه امید است در این روزگاری که به روز نمی ماند دستانم همراه شود با اندیشه ها و جانی بگیرد در این صفحه سیاه که تنها درخشندگیش کلمات است و بس